تبليغاتX
ناکجاآباد







ناکجاآباد

ساکنین جزیره متروک

جيگر عزيزي به اسم داداش

 

تقديم به همه خاطرات بارانيه نوجواني و جواني ام با همه اكسيژن

شهاب ، ابراي پشته اي !

ابراي پشته اي نه ابراي گل كلمي

آبميوه !

كت و شلوار سفيد !

بدو الان شروع ميشه !

ذل ذل تو چشات !

مواظب باش زنبور نزندت

بغض من و پتو !

واكنش پنجم و موهاي ژوليده !

نامرد

محمد امين ( البته از نوع سيد محمد امين حسيني )

عمه قربونت برهههههههههههههههه

سرت شلوغه!

چه قِشنگ ميخنده

و شهابي كه در اين نزديكي ايست

جوجه تيغيا رو كه ديدم باز يادم رفت !

درياي زيبايي در قلب تو پيداست آنجا كه بايد دل به دريا زد همينجاست !

تا لب به خنده وا نكني گل نمي شوي

خب منم كه داشتم همينو ميگفتم

هنوزم مث سابقم ، هنوزم مث سابقي ، تا كور شه هر كي ميگه احساس زودگذره !

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 18 آبان1388ساعت 22:50 توسط زهراوسمیه |

دختران خوب به بهشت می روند،دختران بدبه همه جا!

 

زن جنس سربه راه،مهربان،انعطاف پذیر،فروتن ونجیبی است.چنین

تصویری درذهن همه ی بانوان وجوددارد.سربه راه بودن بایدراهی

 به سوی کامیابی باشد،امادرواقع چنین نیست.

امروزه زنان نمی خواهندفقط سربه راه باشند.آگاهی زنان از

خویشتن افزایش یافته است.بااین حال،تناقض های فراوانی در

ذهن زن امروزی نهفته است. می کوشدتاخودراابرازکند،اماوجدانش

 ناراحت است.دربیرون خاموش امادر درون آکنده ازکشمکش است.

ازسویی می خواهدمحبوب همگان باشدومی کوشدهمه راراضی

نگه دارد،ازسوی دیگرمی داندکه به این ترتیب دچار وابستگی

 می شود.

می خواهدابرازوجودکند،اماقصدآزارهیچ کس راندارد،می خواهدبه

 هدف اش دست یابد،امامیل ندارددیگران راپشت سربگذارد،می

خواهدانتقادکند،امابد کسی رانمی خواهد،می خواهدعقایدخودرا

بیان کندودیگران رامتقاعدگرداند، امانمی خواهداختیاراوضاع رادر

دست بگیرد،می خواهداعتمادبه نفس داشته باشد،اماکسی را

نترساند.

دودلی وتردیداودرحالت های ظریف جسمانی اش نمایان است.

سری که اندکی خم شده،نگاهی شرمگین وپرسشگرولبخندی

 مردد،گویی این پیام رامخابره می کند:«درعمق وجودم ازخودم

مطمئن نیستم،به من بگوییدچه کارکنم.»*

...........................................

پ.ن۱:*نام کتاب:زنان خوب به آسمان می روندزنان بدبه همه جا

پ.ن۲:روزدختربه همه دخترای ابرانی تبریک می گم.

 

                                  "زهرا"

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 1:0 توسط زهراوسمیه |

بدنبال مدونا !

 

نمي دونم گاهي چرا يه چيز كوچيك اين همه ارزش پيدا ميكنه كه حاضري سالها بيادش باشي

و فكر اين كه تو هر فرصتي كه بشه بدستش بياري !

نمي دونم چي مي تونه شما رو ۱۵ سال بدنبال خودش بكشونه ، اما من رسما ۱۵ سال بدنبال

يه آهنگ از اين كوچه به اون كوچه رفتم  حالا كوچه ي كوچه هم نه ها ، ولي خو ، دنبالش بودم

فكر كن ! يه آهنگي و ۱۵ سال پيش مي شنوي هنوز قشنگي و حس خوبش تو وجودته اونقدر كه

نميشه فراموشش كرد و قيدشو زد حتي اگه معني شو ندوني !

خداييش اساسي حال ميكنم با اين آهنگ ، به قول بچه ها گفتني اين آهنگ عجيب آن روي سكه و

آن سوي اخلاق سگي ما رو به نمايش گذاشت ، كه نه انگاري ما هم بلديم لطيف بشويم  !

ويييي يه جوري ميشم با لطافت خودم . ولي خداييش حال خوشي دارم با اين آهنگ .

دوست دارم شما هم دانلود كنيد و گوش بديد بعد نظرتونو بگيد كه چه حسي بهتون دست ميده .

 

تنها آهنگي كه از مدونا شنيدم  دانلود بفرماييد !

 

پي نوشت : معني آهنگ رو هم دارم ولي نميزارم ولي خيلييييييييييي قشنگه بخداه !

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 2 مهر1388ساعت 22:9 توسط زهراوسمیه |

 

راستش این چندروزمرددبودم که آپ کنم اماهرچی

 فکرکردم چیزی به ذهنم نرسید نمی خواستم

کلیشه ایی باشه تاامروز که این کامنت خصوصی

رودیدم وجرقه زده شد!

 

"سلام

نمیدونم اسمت زهراست یا سمیه حالا

بهرام خان دایی منه خیلی ادم خوبیه . منم خیلی

دوستش دارم . ولی بزار یه چیزی رو بهت بگم . دایی

هر موقع میاد خونه ما با اون ماشین خوشگلش هر روز

 بیشتر از روز قبلش شوخی میکنه . اصلا این طور نیست

 که او روز به روز پژمرده تر از روز قبل میشه . خدا میدونه

شما دانشجویان حقوق چی سر این دایی ما در میارد که

 پیش شماها روز به روز بیشتر خسته نشون میده. نمیدونم

 دایی چی تو این دانشگاه دیده که ول نمیکنه . ماشالله خودتون

 بهتر میدونید که او نیاز به این پولها نداره. ولی نمیدونم چرا چرا ... ."

باراول که خوندم موندم،دایی بهرام کیه؟این چی می گه؟

گفتم حتما مخاطبش سمیه است ولی سمیه که آدرس وبشو

 می ذاره وکم پیش میادکه باجزیره کامنت بذاره خوب پس اگه

 مخاطبش سمیه بود باید تواون یکی وبلاگش می ذاشت نه

 اینجا!!! یه باردیگه که خوندم فهمیدم قضیه ازچه قراره این

 کامنت مربوط به پستی که سمیه راجع به استاد فرهمند

نوشته ومنظورایشون هم ازدایی بهرام،استاد فرهمنده!!!

درمورد اسممون که پرسیدین خدمتتون عرض کنم اولا من و

سمیه یکی درمیون آپ می کنیم وماتاجایی که یادمون باشه

 آخرهرآپ اسممونو می نویسیم

درثانی سمیه همیشه بافونت مشکی می نویسه ومن

 ترجیح می دم فونت رنگی باشه پس تشخیص نویسنده

 چندان کارمشکلی نیست

موردبعداین که کاملا آگاهیم که دایی جانتان خوش

 سلیقه هستن و ایضا ماشینشان هم خوشگل!!! 

درمورد دانشجویان حقوق کاملا موافقم که ۹۰٪

حقوقی هاعتیقه تشریف دارن

اما عارضم حضورتون که ما لطف خاصی نسبت به دایی

شما داریم ایشون یکی ازبهترین اساتید دانشگاه وازنظر

معلومات ودانش درسطح فوق العاده ایی هستن اما

 تنها عیب ایشون وقت نشناسی شونه ماهمیشه با

این موضوع مشکل داشتیم وکلاساشون اکثرایه روز

درمیون تعطیل بود!!!

من به شخصه ترجیح می دم دوسال طرح وکالتم رو

درخدمت استاد باشم ودرکنارایشون بگذرونم چون

 مطمئنم کمک هاشون خالصانه وصادقانه است.

اگرآدرس وبلاگتون روگذاشته بودید(درصورت وجودنه عدم!)

ترجیح می دادم اونجا جوابتونوبدم اما ناخواسته سبب خیر

شدین وباعث شدین آپ کنم!!

شاید باورنکنیدکه یکی ازبهترین کلاس های من آیین دادرسی

مدنی۲بودکه ترم ۶درجوار استاد باوجود بعضی ها به بهترین

شکل ممکن سپری شد.

راستی سلام مارا به دایی بهرامتان برسانید!!!

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

پ.ن۱:راستش خیلی دوست داشتم یک شنبه با بچه ها

باشم ولی متاسفانه کاری پیش اومد که قسمت نشد

باهم باشیم اما تصادفا ساعت ۹.۳۰کنارزیتون ردمی شدیم مادر

جان فرمودن اگه دیرنشده می تونی بری وجواب شنیدن که تنها

 کاری که الان ازمن برمیاد برم ظرفاشونو جمع کنم!!!

پ.ن۲:چقدر حقیرند مردمانی که نه جرأت دوست داشتن دارند ،

 نه اراده‌ دوست نداشتن ، نه لیاقت دوست داشته شدن و نه

 متانت دوست داشته نشدن، با این حال مدام شعر عاشقانه

می‌خوانند.............!

بعدا نوشت:باوجود تاکید های مکررهادی،فقط می تونم

بگم دست کسایی که زحمت کشیدن دردنکنه وجای تمومه

 کسایی که نیومدن خیلی خیلی خالی بود

خیلی خوش گذشت اونقدرکه فکم رسماتایه هفته قفل کرده

- یه بنده خدا استاد زبان شده بود وبلد نبودفارسی اسپیکینگ کنه

-همون بنده خداکناردختراعرق شرم می ریخت ودستیارش عرقاشو

پاک می کرد!!!

-همون بنده خداازکنارمیزغذاجم نمی خورد ودعامی کرد کاش خدا

سیرش نمی کردومی تونست همه غذاهاروبخوره!!!

-کلکسیون عکس مارمولکه

-نوشته های روسری مژده

وخیلی چیزای خوب دیگه

  

+ نوشته شده در دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 2:35 توسط زهراوسمیه |

دلم به دلش راه داره انگار !

 

 

من و يك چرخ كبود

من و يك عالمه درد

من و يك روز سياه

من و يك شب بلند

من و يك نقاب زيبا

روي صورت دروغ

من و  تنهاي شكسته

با يه قلب بي فروغ

 

پي نوشت : مرسي كه هميشه به موقع به دادم ميرسي ! بووووووس !

پي نوشت۲ : پيدا كنيد پرتقال فروش را

+ نوشته شده در سه شنبه 3 شهریور1388ساعت 10:41 توسط زهراوسمیه |

اندراحوالات مهریه

 

چندروزپیش دوستی یکی ازکتابای منیروروانی پور

"اهل غرق"بهم معرفی کردوکلی به به وچه چه

وتعریف وتمجید که حتما بخون وخیلی جالبه و...

خلاصه انقدرگفت وگفت تابه سرم زد دوره بیافتم

 براکتاب اما ازاونجایی که اصولا رودورشانسم تو هیچ

 کتاب فروشی پیدانشد می گفتن چندساله کتاباش

مجوزچاپ ندارن!!!

به دوستان وآشنایان هم که می گفتم همه متفق القول

می گفتن"گشتیم نبود،نگرد نیست"

تونت هم نتونستم پی.دی.افشوپیداکنم

توسایت خانم روانی پورهم چیزی دستگیرم نشد

خلاصه اینکه این روزا دربه دردنبال این کتاب می گردم

.................................

چندوروزپیش یکی درمورد مهریه ازم پرسیددیدم بدنیستم یه

 کم درموردش بنویسم(ناسلامتی اگه خدابخواد حقوقی هستیم)

عارضم به حضورتون که(بالهجه آخوندی) مهریه نه باج ونه صدقه

(یکی ازدیالوگ های سریال رستگاران) دینی که درذمه مرده

وچه بخواد وچه نخواد پاش نوشتن ودیریازودبایدتقدیم کنه

مهریه جزءدیون ممتازه مردمحسوب میشه یعنی ازهمه دیون

مرد ارجح تره ودرهرشرایطی (حتی بافوت مرد)معلق نمیشه

من حیث المجموع کما فی السابق حال تشریف دارن.

می دونید این دین هرگزازذمه مردبرداشته نمیشه مگر؟؟؟

مگراینکه زن اونو ببخشه(منظورم مهریه اشه)

این یعنی اینکه حتی اگه تواین دنیامردنتونه مهرزنشو بده

تواون دنیایقه مبارکه اشو می گیرن ومثله دیون دیگه اش

به عنوان بدهکار تلقی میشه!!!

یه بنده خدایی که خیلی ازخودش مطمئن تشریف داره

عرض کردن مهرزنش روبه جای عندالمطالبه،عندالاستطاعه

قرارمی دن یعنی هروقت که مرد استطاعت مالی داشت 

می پردازه نه هروقت که زن طلب کنه!!!

گفتم:توفقط صورت مسئله روتغییردادی ومسئله به قوت

خودش باقیه درهرصورت بازبه گردنته البته این یه ترفند

حقوقیه که گاهی اساتیددرباب راهنمایی به دانشجویان

مذکرمی فرمودن که اگه زن حق طلاق روخواست شما

هم مهریه روعندالاستطاعه کنید.

البته این بنده خدا اگه ازطرفش مطمئن بود همین اول

کاری این شرطارونمی ذاشت پس معلومه یه نمه

همچین بفهمی نفهمی بعله...

بهش گفتم بروشانس بیار تاریخ تولد شمسی وقمری

ومیلادی وازاون وراسلامی اش(جوشن کبیروحروف ابجدو

تعداد پیامبران وآیه های قرآن و...)نزنه وگرنه ....

البته ماحقوقی هااین جورموقع هایه ترفندایی داریم

مثلایکی ازدوستام مهراشورویک دوم اموال منقول وغیرمنقول

همسرش قرارداد(برخلاف ظاهربی معنی اش کلی معنی داره)

یه چیزدیگه اینکه بعضی ازمازنها موقع عقدرمانتیک بازی مون

گل می کنه وزیادی پروانه ایی می شیم وچیزای عجیب وغریب

وگاهی مسخره مهرمون می کنیم،بال پشه،دست راست وپای

چپ وچشم راست آقاداماد!!!  وهزاروسیصدواندی  گل رز قرمز

وآب ونمک وشکروازاین حرفاایناهیچ کدوم ارزش مالی ندارن و

مهربه حساب نمیشن وبه این زن موقع عقدش مهرالمثل

تعلق می گیره.

(خیال آقایون راحت هرکاری کنید وهراتفاقی بیافته مهریه

به قوت خودش باقیه ومگراینکه یه بلیط هواپیماواسه اش

بگیرین مقصدش هم اصلا مهم نیست بفرستیدش

هواخوری)!!!!!!

 

                               "زهرا"

 

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

پ.ن۱:کسی نمی دونه چه جوری میشه کتاب "اهل غرق"

روپیداکنم؟؟؟

پ.ن۲:مهرالمثل،مهریه ایی که به زنان هم سطح وهم

 شانش تعلق می گیره

عجب آپ طولانی وحقوقی شد.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 19 مرداد1388ساعت 11:43 توسط زهراوسمیه |

دوديجات

ياااااااا مشد !!!

بعد به من ميگن منحرفي ! ميگن خجالت نمي كشي حرف از سيگار و خودك... داركيجات و اين مسائل مي زني ... آقااااا ... يه چي ديدم چند روز پيش كه خيلي دگرگونم كرد...

با خاله ها و دختر خاله ها رفته بوديم شغاب . حالا پيش خودمون باشه ها قصدمون سياسي بود توي پرانتز ( گفته بودن طرفداراي سبز رنگ جمع شن اونجا و اينا و اينا  البته ما خو غير خودمون فقط چندتا پسر علاف و ديدم كه خيلي اتفاي تي شرت سبز پوشيده بودن ) خلاصه فرصت مناسبي شد تا بعد از مدتها دوباره روي چمن شغاب (ع)  بشينيم و تخمه بشكنيم .

از اونجايي كه من كلا كم حرف مي زنم و بيشتر گوشها و چشمام كار مي كنه . ديدم  كمي دورتر از ما ۲ تا پسر كه سنشون به راهنمايي مي خورد با يه دختر كه بيشتر از دبيرستاني بهش نمي خورد يه " سيني " پهن كرده بودن و ... هاااااا !!! يكي از اون پسرا بلند شد رفت و با يه قليون برگشت يا خدا

اول فكر كردم نه نه باباهاشونم قرار بياد ولي هرچي منتظر شديم ديديم نه انگاري ۳ تايي اومدن تفريحات دودي انجام بدن . ۳ تايي جمع شده بودن دور قليون يكي اين يكي اون يكي اون يكي ... به نوبت مي كشيدن تو عمرم همچين صحنه اي رو غير از تو فيلما نديده بودم . حالا بازم بگيد  من منحرفم !

چيشش بچه به اين خوبي

 

پي نوشت۱ : مي گمااااا يه كيسه تخمه شب آرزو ها اون وسط افتاده بود كسي پرسش نكرد . كي نوش جان كردش آيا؟؟

پي نوشت۲: تبليغات .../ به وبلاگ اختصاصي منم سر بزني بخدا ثواب داره /

http://www.bineshon000.blogfa.com/

 

                                                           سميه

+ نوشته شده در سه شنبه 30 تیر1388ساعت 0:41 توسط زهراوسمیه |

 

هرچی منتظرشدم سمیه آپ کنه،دریغ ازیه جمله اشکال

نداره ازقراین وشواهد پیداست که بکوب می خونه براوکالت

 وقراره یه ۳۰،۴۰نفری کاکاتوس شام بده هرچندکاکتوس

 دیگه قدیمی شده وهیچ جاقوام نمی شه (هرکی موافقه

بگه رای بااکثریت ها).ببینیم می تونیم یه کاری کنیم باباش

ورشکسته شه دیدم حیفه تواین کارخیریه سهم کوچیکی

 نداشته باشم ،هرچی باشه مادوستیم دیگه گفتیم حالا

این دفعه آپ کنم تابعد که سمیه فرصت کنه یه سرهم

 به جزیره بزنه.

من موندم خدایی که اینقدرقشنگ به حرفام گوش می ده

 ومنتظریه اشاره منه تازودآرزوهاموبرآورده کنه چراپای آرزوها

(به اصطلاح خواسته های اساسی)که وسط میادسربه

سرم می زاره!!؟؟حتمامصلحت نیست بماند.

اگه می دونستم به این سرعت یکی ازآرزوهام برآورده

 میشه یه چیزبهتری آرزومی کردم(حرفی که همیشه

 می گم امادریغ که اگه قراربوداون یکی آرزوم برآورده بشه

 حتما به زبون می آوردم پس حتما مصلحت بوده که این

 یکی آرزوتوذهنم شکل بگیره وبازمصلحت بوده که این یکی

 برآورده بشه نه اون یکی( خودم هم نفهمیدم چی شد)

نه به چندروزپیش که ازبیکاری کلافه بودم وخداخدامی کردم

یه کاری واسه ام جورشه ونه به امروزکه تلفن پشت تلفن

 که فلان جاکارپیداشده و....

قربونت خداکه اینقدرمهربونی وبه حرفام گوش می دی.

راستش دیگه روم نمیشه ازبابام پول بگیرم توفکربودم

ولخرجی هاموخودم یه جوری جبران کنم بابام که نباید

تاوان ولخرجی های منوبده!!!؟

نه اینکه اون بنده خداکوتاهی کنه نه،همیشه بیشترازاون

 چیزی که می خوام داده ولی خوب اینجورموقع هاکمی

 تاقسمتی حیا هم خوب چیزه( قضیه همون گربه هست

 وسردیزی وادامه ماجرا)

پ.ن۱:هرکی موافقه شام مفتیه ازحالادست به دعابشه (فقط

رسیددعاتون همراهتون باشه وگرنه ازشام خبری نیست)

پ.ن۲:شنیدین یه پرفسورانگلیسی ادعاکرده ژن مردان به تدریج

 درحال تحلیل رفتن ونابودیه ونسل مردان ممکنه چندمیلیون

سال آینده به طورکامل منقرض بشه!!!(الهی آ.....

مرگ برانگلیس)

 

                                       "زهرا"

+ نوشته شده در دوشنبه 22 تیر1388ساعت 0:40 توسط زهراوسمیه |

"رهاجون خوش اومدی....."

 

دیدم اوضاع قاطی پاطی شده وچپ وراست پی ام وکامنت وتهدید

 که فیلترمی شیدوازاین حرفها.خلاصه دیدم اگه دست به کارنشم

ناجوره ویهودیدی درشو تخت کردن ووبلاگ روفرستادن فضا!!!

امشب یه موضوع اومد دستم همون بهونه شد واسه آپ جدید

هم شهریان عزیز.......توجه فرمایید.................توجه فرمایید

               "زهرا امروزرسما عمه شد"   

می دونم ازفردا کل فحش های منتسب به عمه اه که طرف ماسرازیر

میشه،الان تودلم عروسیه، اولین نوه خانواده نیم ساعت پیش متولدشد

یه دخترتپلی وخوشگل ومامانی"الهی عمه قربونش بره"

ازیکماه پیش منتظرش بودیم .... روزشماری می کردیم که دنیابیاد

وقتی وسایلشومی چیدیم کلی ذوق کردیم......

من اصولا عاشق بچه هام ودربرابرشون بی ارداه ترین آدم روززمین

 میشم حالا حساب کنیداون بچه،برادرزاده ام باشه...

ازدست مااگه تا یکماه دیگه زنده بمونه شانس اورده.....

"رهاتوروزایی دنیااومد که مردم رهایی اشونو فریادمی زنن"

رهاجون به دنیای آدما خوش اومدی عزیزم....

                              " زهرا "

بعدانوشت:صعود تیم شاهین به لیگ برتر را تبریک می گوییم.

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 1:35 توسط زهراوسمیه |

چوپان دروغگو

                                 شب نوشته ها

 

اصلا هیچی این روزا قابل هضم نیست/

رئیس جمهور می یاد جلو دوربین تلویزیون دروغهای شاخ دار می گه/

بعد هم سرشو بالا می گیره و می گه راست می گم/

رهبر برای آروم کردن مردم دروغ  می گه /

نماینده ی شورای نگهبان دروغ می گه که انتخابات در نهایت امنیت انجام شده /

صدا و سیما همه دروغها رو از جون و دل پخش می کنه/

کی به این آدم رای داد ؟ به دروغ .../

مردم کوچه و بازار .../

نمی دونم چرا این روزها غذای مامانم قابل هضم نیست/

کارای خودمم قابل هضم نیست/

من که اولش برام مهم نبود و رای خودم و فروختم/

چرا حالا ریاست جمهوری دروغی و نمی تونم تحمل کنم؟/

افسردگی شدید گرفتم این روزا / از بعد از مشخص شدن آراء حالم بد طور گرفته /

دقیقا مثل وقتی ایران تو جام جهانی گذشته تو آلمان گند زد /

ااااااااای خداااااااااااا ....

ما خو روزگار رو به تحمل کردن می گذرونیم ... اینم روش ...

 

 

سايت موسوي فيلتر شد

   http://www.ghalamnews.ir  

 
براي دانستن جديد ترين اخبار  به 

 http://tinyurl.com/jonbeshsabz

سر بزنید.


خواهشا این آدرسو  برا دوستاتون بفرستین  اگه یه زره خون ایرانی تو رگتونه

                              

 

+ نوشته شده در یکشنبه 24 خرداد1388ساعت 17:49 توسط زهراوسمیه |